سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
تارنمایی به تاریخ اسلام

تارنمایی به تاریخ اسلام



عبادت و بندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) چگونه بوده است؟



پاسخ :
صحیفه ى تاریخ، تا به حال شاهد عبادتهایى بس شگفت از اولیاى الهى بوده است. در میان تمامى عبادتها، آنچه به صفحات تاریخ زینت و جلوه اى بى نظیر بخشیده، عبادتهاى بانوى بزرگوارى است که در اوج جوانى، مایه ى فخر و مباهات عابدان گردیده است. این عابده ى بى همتا، هموست که در وصف عبادتش چنین آمده است:
در تمام دنیا، عابدتر از فاطمه علیهاالسلام یافت نمى شود؛ او به حدى براى عبادت برپا مى ایستاد که پاهایش ورم مى کرد. [ قال الحسن البصرى: ما کان فى الدنیا اعبد من فاطمة. کانت تقوم حتى تتورم قدماها. بحارالانوار: ج 43، ص 75، روایت 62. ] بارى، عبادتهایى که از حضرت فاطمه ى زهرا علیهاالسلام، گزارش شده است با آنچه تا به حال دیده یا شنیده ایم، بسیار متفاوت است. آن حضرت در دوران کوتاه عمرشان، با عبادت هایى بى نظیر به فتح رفیع ترین قله هاى بندگى و عبودیت نایل آمدند؛ به گونه اى که عبادات ایشان با عبادتهاى انبیاء، اولیا و دیگر دوستان خداوند، چه از لحاظ کمیت و چه از لحاظ کیفیت، قابل مقایسه نیست.
توصیف کمیت و کیفیت فاطمه ى زهرا علیهاالسلام کارى است وراى امکان که جز از عهده ى خداوند و برگزیدگان خاص او بر نمى آید.
در عظمت عبادت او همین بس که خداوند عالمیان به وصف عبادات او و یگانه کفو و همتایش، [ رسول الله صلى الله علیه و آله: و الله ما کان لفاطمه کفو غیر على. بحارالانوار: ج 43، ص 107، روایت 22. ] على علیه السلام مى پردازد. آرى، اوج عبادت آن حضرت، در آخرین آیات سوره ى آل عمران، از کلام خداوند رحمان، جلوه نموده است: الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و على جنوبهم و یتفکرون فى خلق السموات و الأرض...؛ [ آل عمران (3): 195-191. ] آنان که خداى را [در همه حال؛] ایستاده، نشسته و خفته بر پهلوهاشان یاد مى کنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند.... [ [ پس از هجرت فرار گونه ى پیامبر اکرم (ص) از مکه، على (ع) در پى مأموریتى که از جانب پیامبر دریافت کرده بود بلافاصله به همراه فاطمه ى زهرا علیهاالسلام و تنى چند از زنان و ضعیفان، کاروانى ترتیب داد و شتابان به سوى مدینه سرعت گرفت. مشرکان مکه که از کف دادن پیامبر، خشمشان را برانگیخته بود، تصمیم گرفتند که آنان را از میانه ى راه بازگردانند و به گروگانشان گیرند؛ اما شجاعت و مردانگى حضرت على علیه السلام، داغ این آرزو را بر دلهایشان نهاد و عاقبت این کاروان پس از جنگ و گریزهاى طاقت فرسا، به سلامت بر پیامبر وارد شد. به محض ورود على و فاطمه، پیامبر با سرورى کم نظیر به استقبالشان شتافت. على را در آغوش فشرد و فرمود: پیش پاى شما جبرئیل بر من نازل شد و مرا از تمام احوال شما در این سفر باخبر ساخت؛ از عبادت هاى میان راهتان، از تهجد شب هایتان، از مناجات هاى مداومتان، از تفکر پیوسته یتان و نیز از جنگ و گریزهایتان تا بدین جا. او این آیات جانبخش را از جانب خداوند رحمان، به استقبال شما فرود آورده است: آنان که یاد خدا مى کنند؛ ایستاده، نشسته و بر پهلو و در آفرینش آسمان و زمین اندیشه مى کنند [و مى گویند:] خدایا تو اینها را به عبث نیافریده اى، تو پاک و منزهى؛ ما را از عذاب جهنم نگاه دار....
عطر روح فزاى وحى، به یکباره تمام خستگى آن جنگ و گریزهاى طاقت فرسا را از تن خسته ى على و فاطمه سترد؛ چرا که خداوند متعال با این آیات بر نماز، تهجد، مناجات، تفکر و ذکر مدام آنان، مهر قبولى نهاده بود. با الهام از کشف الغمة فى معرفة الائمة: ص 539. ] ]
عبادت فاطمه علیهاالسلام از لحاظ کمیت، تا بدان حد گسترده است که در لحظه لحظه ى زندگى او حضور و ظهور دارد؛ رفتار او، گفتار او، نگاه او، تلاش او، نفس کشیدن او و هر لحظه ى شب و روز او عبادت بود. [ رسول الله صلى الله علیه و آله: یا سلیمان! ان فاطمة، ملأ الله قلبها و جوارحها إیمانا الى مشاشها تفرغت لطاعة الله. ] او هر شب بعد از خوابانیدن بچه ها و فراغت از دیگر و وظایف خانه دارى، بر سجاده ى عبادت به نماز مى ایستاد؛ تا جایى که پاهاى مبارکش کبود و متورم مى شد.
شب ازدواج آن عابده ى بى همتا، چنین محاسبه شده است:
على علیه السلام در آن شب همسرش را نگران و گریان دید. علت را پرسید. فاطمه فرمود: حال خود را در پایان عمر و عالم قبر به یاد آوردم؛ چرا که انتقال از خانه ى پدرم به منزل خودم، مرا به یاد انتقالم به قبر انداخت. تو را به خدا قسم بیا در این ساعات آغازین زندگى به نماز برخیزیم و امشب را به عبادت خدا بپردازیم. [ فاطمه زهرا علیهاالسلام: تفکرت فى حالى عند ذهاب عمرى و نزولى فى قبرى فشبهت دخولى فى فراشى بمنزلى کدخولى الى و قبرى فأنشدک الله ان قمت الى الصلوة فنعبد الله تعالى هذه اللیلة.... احقاق الحق: ج 4، ص 481. ]
آرى، فاطمه ى زهرا علیهاالسلام، این اسوه ى کامل و دُردانه ى بانوان جهان، در شیرین ترین و خاطره انگیزترین لحظه هاى زندگى نیز از هدف خلقت خویش غافل نمى شود و از همسرش مى خواهد که از آن شب نیز براى تقرب به خداوند استفاده کنند. شخصیت زهراى اطهار علیهاالسلام از همان شب اول چنان براى على علیه السلام جلوه مى یابد که وقتى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرداى آن شب از على مى پرسد: همسرت را چگونه یافتى؟! بى درنگ مى گوید: نعم العون على طاعة الله؛ [ ثم أتاهما فى صبیحتهما فسأل علیاً: کیف وجدت اهلک؟ قال: نعم العون على طاعة الله.... بحارالانوار ج 42، ص 117. ] بهترین یار و یاور براى اطاعت و عبودیت خداوند.
اما بشنویم وصف عبادت فاطمه را از زبان میوه ى دلش، امام حسن مجتبى علیه السلام: «در شب جمعه اى، مادرم را در محراب عبادت نظاره مى کردم. تمام شب را به قیام و قعود و رکوع و سجود مشغول بود تا آن گاه که سپیدى صبح سر زد. مى شنیدم که مردان و زنان مؤمن را یکایک نام مى برد و فراوان دعایشان مى کند؛ در حالى که هیچ دعایى براى خود نمى کرد. پس خدمت ایشان عرض کردم: مادر! چرا همان گونه که براى دیگران دعا مى کنید، براى خودتان دعا نمى کنید. فرمود: فرزندم! ابتدا همسایه، سپس خانه.» [ الامام الحسن علیه السلام: رأیت امى فاطمه قامت فى محرابها لیله جمعتها، فلم تزل راکعة ساجدة حتى اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعوا المؤمنین و المؤمنات و تسمیهم و تکثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشى ء فقلت لها: یا اماه! لم لا تدعین لنفسک کما تدعین لغیرک. فقالت: یا بنى! الجار ثم الدار. بحارالانوار: ج 43، ص 81، روایت 3، ج 89، ص 313، روایت 19. ]
آرى، شیوه ى معمول فاطمه به هنگام دعا و نیایش، این گونه بود. فاطمه هیچ گاه خودش را نمى دید؛ ایثار محض بود و زیباترین سرمشق بخشش.
و اما کیفیت عبادت فاطمه هرگز در عقل و خیال ما نمى گنجد. حال روحى او را در هنگامه ى عبادت، خدا مى داند و بس.
براى ما فرشیان کوته اندیش، عظمت مرتبه ى عبادات فاطمه، هرگز قابل درک و تصور نیست. تمام وسع ما در این عرصه، آن خواهد بود که به کلام امینان وحى پناه آوریم تا شاید گوشه اى از عظمت بى مثال عبادات او را نظاره گر شویم.
در آینه ى زلال روایات که بنگریم، عبادت فاطمه، آن چنان بلند و بى همتاست که خداوند، بدان بر ملائکه ى خویش مباهات مى کند:
آن گاه که فاطمه در محراب عبادت، در پیشگاه پروردگار به نماز مى ایستد، نور عبادتش براى ملائکه ى آسمان درخشیدن مى گیرد؛ به سان نور ستارگان براى اهل زمین و خداوند پر عزت و جلالت، خطاب به فرشتگانش مى فرماید:
ملائکه ى من! بر بنده ام فاطمه، سرور کنیزانم، نظر کنید؛ بر درگاه من ایستاده در حالى که بندبند وجودش از خوف من مرتعش و لرزان است و با تمام قلبش به عبادت من روى نهاده است. شما را گواه مى گیرم که شیعیانش را از آتش، نجات و ایمنى بخشیدم... [ رسول الله صلى الله علیه و آله... اما ابنتى فاطمة... متى قامت فى محرابها بین یدى ربها جل جلاله زهرا نورها لملائکة السماء کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض و یقول الله عز و جل لملائکته: یا ملائکتى! انظروا الى امتى فاطمة، سیدة امائى، قائمه بین یدى یرتعد فرائضها من خیفتى و قد اقبلت بقلبها على عبادتى. اشهدکم انى قد آمنت شیعتها من النار.... بحارالانوار: ج 28، ص 38، روایت 1. ]
از لحاظ کیفیت ظاهرى به هنگام عبادت، چنان خوف و خشیت الهى در بدنش ظاهر مى شد که تمام وجودش به لرزه مى افتاد و تمام اعضا و جوارحش ترسان و لرزان مى گشت.
اما عبادت فاطمه، از لحاظ کیفیت معنوى، آن چنان بى مانند است که درخشندگى نور آن باعث حیرت و لذت ملائکه ى مقرب الهى مى گردد؛ تا جایى که هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرب الهى [ رسول الله صلى الله علیه و آله... انها لتقوم فى محرابها فیسلم علیها سبعون الف ملک من الملائکه المقربین و ینادونها بما نادت به الملائکه مریم فیقولون: یا فاطمه! ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک على نساء العالمین.... بحارالانوار: ج 37، ص 84، روایت 52 و نیز ج 43، ص 24، روایت 20. ] جملگى بر او سلام و تحیت مى فرستند و به تأیید و تشویق او مى پردازند. [ رسول الله... اما ابنتى فاطمة فى محرابها بین یدى ربها جل جلاله زهر نورها لملائکة السماء کما یزهر نور الکواکب لاهل الارض... یؤنسها الله تعالى ذکره بالملائکة فنادتها بما نادت به مریم بنت عمران فتقول: یا فاطمة! ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک على نساء العالمین. یا فاطمة! أقنتى لربک واسجدى و ارکعى مع الراکعین. بحارالانوار: ج 28، ص 37، روایت 1 و نیز ج 43، ص 172، روایت 3. ]
آرى، عبادت حضرت زهرا علیهاالسلام موجب بهت، لذت و بهجت فرشتگان مقرب الهى مى شود؛ آن فرشتگانى که تمام عمر خود را به عبادت گذرانده اند؛ چرا که عبادت چون غذاى روح آنهاست و اگر لحظه اى خدا را تسبیح و تقدیس نکنند، همانند گرسنه اى خواهند بود که هیچ غذایى ندارد؛ مخلوقاتى که نه تنها کار خودشان عبادت مداوم است، بلکه در طول تاریخ بشرى عبادت هاى پرشمارى را از انبیا و دوستان خدا دیده اند. چنین موجودات والامقام و عظیمى، وقتى نور عبادت زهرا در آسمان ها درخشیدن مى گیرد، [ الامام الصادق علیه السلام فى جواب «لم سمیت فاطمة، زهرا؟»: لانها کانت اذا قامت فى محرابها زهر نورها لاهل السماء کما یزهر الکواکب لاهل الارض. بحارالانوار: ج 43، ص 12، روایت 6. ] از عظمت آن درشگفت مى شوند و از مشاهده ى زیبایى آن، غرق مسرت و لذت مى گردند.
حال، این چه نورى است؟ فرشتگان چگونه اند و حیرت و لذتشان به چه صورت است؟ جمال و زیبایى نور عبادت فاطمه تا چه اندازه است که لذت بخش ملائکه ى مقرب الهى مى شود؟ عبادت او را چه کیفیت و چه عظمتى است که حیرت فزاى چنان موجودات عظیمى مى گردد؟ سؤال هایى است که پاسخ آن از گستره ى عقل هاى ما بیرون است.
این گونه روایات پُربها، در بردارنده ى حکمت ها و حقیقت هایى بسیار است که در حد فهم ناقص ما، این گونه بیان شده است.
در این روایت شریف، شاید دلالتى بس ژرف و عمیق بر اوج مرتبه ى وجودى فاطمه ى زهرا علیهاالسلام نهفته باشد؛ چرا که میزان جمال معنوى هر عملى در گرو شدت مرتبه ى وجودى صاحب آن است. هر چه کمال و رتبه ى وجودىِ موجودى والاتر و بالاتر باشد، جلوه نمایى آن وجود از جمال و جلال الهى گسترده تر و بیشتر خواهد بود و هرچه جلوه نُمایى موجودى از جمال دلرباى خدایى بیشتر باشد، مشاهده ى آن وجود و متعلقات آن، حیرت افزاتر و لذت بخش تر خواهد بود. [ با الهام از خودشناسى براى خودسازى، آیت الله مصباح یزدى: ص 31. ]


[ پنج شنبه 17/1/91 ] [ 6:10 عصر ] [ حسین ظفری نژاد ]


وجه تسمیه حضرت فاطمه (علیهاالسلام) به انسیه حوراء چیست؟



پاسخ :
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: خداوند نور حضرت فاطمه سلام الله علیها را پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها آفرید. عرض شد: یا رسول‌الله! مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام از جنس آدمیان نیست؟ فرمودند: او حور است در قالب آدمیان. خداوند نور وی را در صُلب آدم به ودیعه گذاشت و از صلب من بیرون آورد، هر گاه شوق بهشت می‌کنم، فاطمه را می‌بوسم. (1)
ابن‌عباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوه‌های بهشتی تکوّن یافته است.
حوریه‌ای است به صورت انسیه و انسیه‌ای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم.
مراد از حوریه این است که مانند انسان و انسیه، به کدورات عالم طبع، آلوده نشده و چون ملکه نوری است که به همه صور می‌توان متشکل گردد.
اصل حورالعین، از طبیعت ملک و نورانیت است و حضرت فاطمه، انسیه‌ای است که به نورانیت و روحانیت فرشتگان است. چون بشریت، مستلزم کثرت کثافات عنصری مادی است؛ حضرت فاطمه انسیه حوراء از کدورت طبیعت بشری دور و منزه است و او موجودیت بین فرشتگان و بشر است.
بدین جهت حضرت زهرا سلام الله علیها را «انسیه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگیز بود و در طینت سنخیتی او، کدورات و پلیدی وجود نداشته است.
«انسیه حوراء»؛ یک فرشته‌ای به صورت ترکیب عنصری بشری است که در لطافت و ملاحت، حوراء و در صورت، بشری بود که آلوده به پلیدی‌های مادی نشده است.(2)
پی‌نوشت‌ها:
1- تفسیر الفرات، ص10.
2- کتاب فاطمة الزهرا"س" صاحب ولایت کبری، ص75.


[ پنج شنبه 17/1/91 ] [ 6:9 عصر ] [ حسین ظفری نژاد ]
 


 

به جای جای این دلم نشسته بــوی سامرا
کعبه دل بنا شده به سمت و سوی سامرا

غربت چهار امام را دیده کبــــوتر بقیــــــــــع
بانگ زند ناله ی دل ، ز نـــــاله های سامرا

اشک دوباره می چکد از غم کوچه های تنگ
ناله ی مادری رسـد ز کوچـــــه های سامرا

هیچ کــــــــــجا برای دل کربُبلا نــمی شـود
کرب شده بلا شده کربُبلای ســــــــــــامرا

کِلک خیــــال من مگر دوباره بوی عشق دید
که چشم ژاله می دمد ز لاله های ســـامرا

کشتی انتظار ما نشسته بر ســـــــاحل غم
مهدی بیا ظهور کن ز جــــــمعه های سامرا

پـــدر به آواز بلند تو را صـــــدای می زنــــــــد
صلای را جواب گوی ز جـــــــــای جای سامرا

 

شعر از : مهدی کویر


[ چهارشنبه 12/11/90 ] [ 8:31 صبح ] [ حسین ظفری نژاد ]


پرسش:حضرت زینب سلام الله علیها مگر بعد از اربعین به مدینه برنگشتند، چرا قبر آن حضرت در شام قرار دارد؟


پاسخ: از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوی بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانی دارد.


1- قبری که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکی دمشق، پایتخت فعلی کشور سوریه وجود دارد. علمای قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانی که جهت زیارت به سوریه می‏روند، این مکان را زیارت می‏کنند.


2- محلی که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است.


3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفی شده است، گرچه در مدینة النبی محلی به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.


برای هر یک از این احتمالات می‏توان چند نفر از علماء را نام برد. تعدادی از عالمان مصری مثل قاضی شبراوی شافعی (الاتحاف بحب الاشرف، الشیخ عبدالله بن محمد الشبراوی، ص 93) . ، شبلنجی و شیخ حسن عدوی خمراوی (نورالابصار، شبلنجی ، ص 183 . الطبقات الکبری المسماة بلواقح الانوار، شعرانی، ج 1 ص 27 . مشارق الانوار فی فوز اهل الاعتبار، الشیخ حسن العدوی الخمراوی، قاهره، 1285 ه . ق.، ص 156،) و عده دیگری از علمای مصری که ظاهرا یا از عرفا و یا شافعی و از محبین و علاقمندان اهلبیت‏بوده‏اند معتقدند که حضرت زینب علیها السلام، در مصر مدفون شده است. مرحوم شیخ جعفر نقدی مؤلف کتاب «زینب الکبری علیها السلام‏» و نسابه عبیدلی نواده امام سجاد علیه السلام در کتاب اخبار الزینبات‏ (اخبار الزینبات، نسابه عبیدلی، ص 125- 122 ) نیز این احتمال را تقویت کرده‏اند. در محافل علمی مانیز بعضی از بزرگان مثل مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی متمایل به مصر است.


مرحوم حاج شیخ عباس قمی به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نوری ( هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمی، ص 353)، محمد حسن خان در خیرات حسان (خیرات حسان، محمد حسن خان، سنه 1304ه.، ج 2، ص 29،) سید حسن صدر در نزهة اهل الحرمین( نزهة اهل الحرمین، السید حسن الصدر، ط مطبعة سرفراز الملیة فی لکنهو الهند، 1354ه. ص 39 ) و محقق و نویسنده بزرگ، محمد حسنین سابقی در کتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام‏ احتمال شام را تقویت کرده‏اند. محقق اخیر با روشی عالمانه احتمال مصر را رد کرده و با قرائن و شواهدی اثبات کرده است که حضرت زینب کبری علیها السلام در شام دفن شده است.


از میان کسانی که معتقدند این بانوی گرامی در مدینه مدفون است، می‏توان مرحوم بیرجندی مؤلف کتاب کبریت الاحمر ، عباسقلی خان سپهر مؤلف کتاب الطراز المذهب (الطراز المذهب، ص 485)، که در تکمیل «ناسخ التواریخ‏» بوده ویک جلد آن مربوط به حضرت زینب علیها السلام است و مرحوم سید محسن امین در اعیان الشیعه ( اعیان ‏الشیعه، سید محسن امین، چاپ بیروت، 10 جلدی، ج 7، صص137- 141) را نام برد.


برای هر یک از این سه احتمال دلائلی ذکرشده است که پس از بیان هر یک، به نقد و بررسی آن‏ها خواهیم پرداخت .


الف: احتمال مصر


برای این احتمال دلیل زیر بیان شده است:


نسابه عبیدلی در کتاب «اخبار الزینبات‏» 6 روایت نقل کرده است که بر اساس مضمون آن‏ها باید حضرت زینب علیها السلام درمصر دفن شده باشد، ما برای جلوگیری از طولانی شدن کلام روایات را ذکر نمی کنیم. ( اخبار الزینبات، نسابه عبیدلی، صص 115- 122)


نقد و بررسی


این روایات از نظر سند و محتوا قابل اعتماد نیست. محمد حسنین سابقی نویسنده کتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام اشکالاتی را براین احادیث وارد کرده است که به اختصار بیان می‏گردد:


بررسی روایات از نظر سند


1- اکثر راویانی که عبیدلی این روایات را از آنان نقل کرده است، مجهول هستند و پس از بررسی و تتبع فراوان در کتب رجال وتراجم و نسب هیچ اثری از آنان به دست نیاوردیم. اینان عبارتند از:


زهران بن مالک - عبدالله بن عبدالرحمن العتبی - علی بن احمد الباهلی - قاسم بن عبدالرزاق - محمد بن عبدالله - علی بن محمد بن عبدالله - عسامة المعافری - عبدالملک بن سعید الانصاری - وهب بن سعید الاوسی - اسماعیل بن محمد البصری - حمزة المکفوف .


با آنکه سیوطی شرح حال تابعان و محدثان و راویان و مورخان قدیم و جدید مصر را نوشته است، اما شرح حال هیچکدام از این چند نفر که یاد کردیم در کتاب وی نیامده است. و چون وضع اینان بر ما مجهول است، طبعا روایتشان نیز فاقد اعتبار خواهد بود. از این گذشته سند روایت دوم به مصعب بن عبدالله بن مصعب بن ثابت زبیری (متوفی 233 )می‏رسد که از یک خانواده مخالف و دشمن سرسخت اهل بیت‏بوده و دشمنی این خانواده با علی علیه السلام و خاندان او در میان مورخان و دانشمندان ما مشهور و امر مسلمی است، بنابر این روایت چنین شخصی نمی‏تواند قابل اعتماد و استناد باشد.


بررسی مفاد روایات


مفاد این روایات نیز خالی از تناقض و اشکال تاریخی نیست. مثلا روایت مصعب حاکی از این است که عبدالله بن زبیر در مکه قیام کرد و مردم را به خونخواهی حسین علیه السلام دعوت نمود. در حالی که دعوت وی به خونخواهی حسین علیه السلام در هیچ یک از تواریخ نقل نشده است، بلکه آنچه مسلم است این است که عبدالله بن زبیر مردم را به خلافت‏خود دعوت کرد.


از طرف دیگر، پس از حادثه کربلا یزید در مدینه چندان نفوذ و قدرتی نداشت که بتواند حضرت زینب علیها السلام را مجبور به هجرت از این شهر بکند، بلکه بر عکس پس از فاجعه کربلا و رسوا شدن حکومت‏یزید، وی از آزار و اذیت‏خاندان امام حسین علیه السلام پرهیز می‏کرد تا اسباب بدنامی بیشتری فراهم نشود .چنانکه در جریان شورش مردم مدینه علی بن الحسین علیهما السلام و خاندان علوی از تعرض مصون ماندند.


علاوه بر این‏ها چند تناقض دیگر نیز در این روایات به چشم می‏خورد که نشان می‏دهد احتمالا جعل و تحریف در این روایات وجود دارد از آن جمله:


1. روایت اول حاکی است که حضرت زینب قسم یاد کرد مدینه را ترک نکند ولی روایات دیگر می‏گوید: او از مدینه هجرت کرد و به مصر رفت; یعنی سوگند خود را نقض کرد. آیا این معنی از حضرت زینب باور کردنی است؟


2. روایت دوم حاکی است که حضرت زینب علیها السلام چند روز به آخر ذیحجه مانده وارد مصر شد و روایت پنجم می‏گوید: حضرت زینب علیها السلام پس از یازده ماه و پانزده روز اقامت در مصر درگذشت. بر این اساس وفات آن بانوی بزرگ باید در ذیقعده سال بعد رخ داده باشد در حالی که روایت‏ششم حاکی است که او در رجب سال 62 وفات یافته است و با هم سازگار نیستند. و چندین تناقض دیگر که به جهت اختصار بیان نمی شود.


زینب مدفون در مصر کیست؟


اکنون این پرسش پیش می‏آید که اگر حضرت زینب علیها السلام دختر علی علیه السلام در مصر دفن نشده است پس قبری که در محله «قناطر السباع‏» قاهره است متعلق به کیست؟ در پاسخ به این پرسش باید یادآوری کنیم که از بررسی و تتبع در تاریخ روشن می‏گردد که زینبی که در مصر (قاهره) دفن شده است، زینب بنت‏یحیی المتوج بن الحسن الانور بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب است. ولی از آنجا که ذهن انسان با شنیدن نام مشترک بین چند نفر، متوجه مشهورترین آن‏ها می‏گردد، بسیاری از مردم تصور کرده‏اند که این همان زینب مشهور یعنی زینب دختر علی بن ابی‏طالب علیهما السلام است( اعیان الشیعه، ج 7، ص 142 ) در حالی که این تصور کاملا بی‏اساس است. البته نسبت دادن افراد به جد بزرگ آنان معمول است، چنانکه امامان ما را پسر پیغمبر می‏خوانند. بنابراین اگر زینب بنت‏یحیی را زینب بنت علی علیهما السلام بخوانند، هیچ اشکالی نخواهد داشت.


ب: احتمال مدینه


علامه فقید سید محسن امین معتقد است که حضرت زینب علیها السلام در مدینه دفن شده است و برای این مطلب دلیل می‏آورد که:


بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام پس از فاجعه کربلا به مدینه، قطعی و مسلم است اما خروج مجدد او از این شهر ثابت نشده است، بنابراین باید گفت: در مدینه وفات یافته و در همانجا دفن شده است، گرچه تاریخ وفات و محل دفنش دقیقا روشن نباشد.


این دلیل در واقع نوعی استصحاب است که مرحوم امین به آن استناد کرده است .


نقد و بررسی


البته مقام علمی و تحقیقات و مطالعات ارزنده تاریخی علامه امین بر اهل فضل و مطالعه پوشیده نیست اما برخی از صاحب نظران، نظریه معظم له را نمی‏پذیرند و معتقدند که:


گرچه دفن حضرت زینب علیها السلام در مدینه (بقیع) یک امر ممکن و کاملا طبیعی است زیرا قبر برادرش امام حسن علیه السلام و بسیاری از بزرگان بنی هاشم در این قبرستان قراردارد که خصوصیات و تفصیل آن‏ها در کتب مربوط بیان شده است، اما باید توجه داشت که اگر او در این قبرستان دفن شده بود، طبعا قبرش با توجه به شخصیت و عظمت مقامش مشخص می‏شد. در حالی که در هیچ یک از کتب مربوط به تاریخ مدینه و مزارات این شهر نامی از محل قبر او به میان نیامده است، با این که نام زنانی همچون «ام البنین‏» که در بقیع دفن شده‏اند در کتاب‏هایی مانند وفاء الوفاء منعکس شده است.


مسعودی در شرح حال امام حسن مجتبی علیه السلام می‏نویسد: «حسن بن علی در کنار قبر مادرش فاطمه علیها السلام به خاک سپرده شدو در این قبرستان تا این‏زمان سنگی است که نام مادرش روی آن نوشته شد است.( التنبیه و الاشراف، ص 260، چاپ مصر)


و این نشان می‏دهد که قبر آن بزرگواران در قرن چهارم یعنی تا زمان مسعودی مشخص بوده است، و اگر قبر حضرت زینب علیها السلام در این قبرستان قرار داشت، نام او هم حداقل تا زمان مسعودی روی قبر نوشته می‏شد. چنانکه قبر همسرش عبدالله بن جعفر در همان قبرستان مشخص است، بنابراین چگونه ممکن است قبر حضرت زینب در بقیع باشد، اما هیچ نشانی از آن نباشد، و در هیچ تاریخی یاد نشده باشد؟


از طرف دیگر موضوعات تاریخی جای اعمال استصحاب نیست که بگوییم: بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام به مدینه قطعی است، اما خروج او از این شهر ثابت نشده است، پس در همان شهر و همانجا به خاک سپرده شده است. (مرقد العقیله زینب، محمد حسنین السابقی، ص103)


ج: احتمال شام


طرفداران این نظریه می‏گویند: در مدینه قحطی و دست تنگی شدیدی به وجود آمد. عبدالله بن جعفر تصمیم گرفت ‏با همسر خود ; حضرت زینب علیها السلام به شام که مقداری زمین زراعتی داشت ‏سفرکند. پس از مسافرت به شام حضرت زینب علیها السلام در همانجا درگذشت (خیرات حسان، محمد حسن خان، ص 29، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمی، ص 353; نزهة اهل الحرمین، سید حسن صدر، ص 39).


نقد و بررسی


1- اینکه گفته شده است که عبدالله بن جعفر در حومه دمشق مزرعه و قریه داشته و همراه همسرش جهت ‏سرکشی یا بهره برداری از آن‏ها رفته بوده و در این سفر حضرت زینب علیها السلام درگذشته است مطلب بی‏اساسی است. در هیچ یک از کتب تاریخی از چنین مزرعه‏ای اسمی به میان نیامده و اصولا چون عبدالله فرد بخشنده‏ای بوده هرگز مال و ثروت در دست او دوام نمی‏آورده است، بنابراین چگونه ممکن است دارای چنین مزرعه و قریه‏ای بوده باشد؟


2- اگر فرضا عبدالله بن جعفر چنین مزرعه‏ای داشته، ممکن بود شخصا برای رسیدگی به وضع آن به شام برود و دیگر نیازی به بردن همسر و دیگر اعضای خانواده خود که مستلزم هزینه زیادی بود، نداشت.


3- مدینه از شهرهای مهمی است که مثل بسیاری از شهرهای مهم دنیا برای آن تاریخ‏های متعددی نوشته‏اند. بعضی از این کتاب‏ها به حوادث مهمی که در مدینه اتفاق افتاده مثل زلزله، آتش گرفتن حرم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، وزیدن باد سرخ و . .. پرداخته‏اند. اگر چنان قحطی و گرسنگی در آن سال در مدینه اتفاق افتاده بود، قطعا در این کتاب‏های تاریخی درباره آن بحث می‏شد، در حالی که چنین چیزی مطرح نشده است.


نتیجه بحث


پس از بررسی سه احتمال در مورد محل دفن حضرت زینب کبری علیها السلام می‏توان چنین نتیجه گرفت که:


احتمال مصر اشکالات فراوان دارد، احتمال مدینه بدون دلیل است، و احتمال شام به نظر استوارتر می‏آید گرچه دو اشکال باقی می‏ماند:


یکی اینکه به چه دلیل عبدالله جعفر حضرت زینب علیها السلام را به شام برده است ‏با اینکه حضرت زینب علیها السلام دل خوشی از شام نداشت، و اشکال دیگر اینکه بسیاری از مورخین نوشته‏اند: آنکه در شام دفن است «ام کلثوم‏» فرزند علی علیه السلام است ( رحلة ابن جبیر، داربیروت، ص 253، معجم البلدان یاقوت حموی، ج 3، ص 20; سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، ج 1، ص 99)


اشکال دوم را بدین صورت می‏توان حل کرد که منظور از «ام کلثوم‏» همان زینب کبری علیها السلام است چنانکه در بلاغات النساء ابن طیفور (بلاغات النساء، ابن طیفور، ص 23). در این کتاب وقتی می‏خواهد ماجرای سخنرانی حضرت زینب را نقل کندمی نویسد: «ورایت ام کلثوم علیها السلام و لم ار خفرة والله انطق منها...» که این عبارت مربوط به حضرت زینب است،  به آن اشاره شده است.


گرچه نتوان به یقین مشخص کرد که قبر حضرت زینب علیها السلام در کجا واقع است ولی می‏توان گفت: زیارتگاه‏ها و اماکنی که به این دودمان منسوبند همه از مصادیق آیه شریفه : فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه (‏ نور/ 36) می‏باشند. این خانه‏ها و زیارتگاه‏ها ولو منسوب به آن‏ها باشد ، جای ذکر و توجه به خدا و انسان‏سازی و پیوند با شهیدان و اهل بیت است. محل دفن اهل بیت هر کجا که باشد یاد و خاطره‏شان زنده است و در سینه‏های مردم عاشق جای دارند.


 



[ پنج شنبه 15/10/90 ] [ 11:17 عصر ] [ حسین ظفری نژاد ]


پنجاه و ششمین سوره قرآن واقعه نام دارد که مکی و 96 آیه دارد.


از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده: هر کس این سوره را قرائت نماید نوشته می شود که او از گروه غافلان نیست.1


این سوره از سوره هایی است که اخبار قیامت و احوال آن در آن آمده است و از اسباب پیر شدن رسول الله صلی الله علیه و آّله است. ابن عباس می گوید: مردی از رسول خدا پرسید: چرا اینقدر زود پیر شدید؟ در جواب فرمود: سوره های هود، واقعه، مرسلات، نبا مرا پیر کرده است.2


از امام باقر علیه السلام روایت شده: هر کس هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت کند در حالی خداوند را دیدار می کند که چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشد.3


امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس به بهشت و ویژگی های آن مشتاق است سوره واقعه را قرائت کند.4


امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خداوند وی را دوست بدارد و نیز دوستی او را در دل همه مردم اندازد و در طول عمرش در این دنیا بدبختی و تنگ دستی نبیند و آسیبی از آسیبهای دنیا به او نرسد و از همدمان امیرالمؤمنین علیه السلام باشد و این سوره خصوصیتی نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام دارد که دیگران با وی در آن شریک نیستند.


آثار و برکات سوره


1)رفع فقر و تنگدستی


هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند هیچ تنگدستی و گرفتاری به او نمی رسد.رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده اند: سوره واقعه را به زنانتان یاد دهید زیرا آن سوره بی نیاز کننده است.5


در داستان جالبی درباره عبدالله بن مسعود آمده است: عبدالله بن مسعود صحابی بزرگوار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بیمار شد. خلیفه وقت ، عثمان بن عفان، به دیدار او رفت و ناراحت و نگرانی در چهره او دید از او پرسید: چرا ناراحتی و آه و ناله می کنی؟


گفت: گناهکارم. پرسید: چه می خواهی؟ گفت: رحمت خداوند را،


پرسید: آیا نیاز به پزشک داری؟ گفت: طبیب حقیقی مرا بیمار کرده است.


پرسید: آیا می خواهی کمک مالی به تو بکنم؟ گفت: آن زمان که نیاز داشتم ندادی و اکنون نیازی ندارم.


عثمان گفت: پول می دهم برای دخترانت باشد. ابن مسعود گفت: آنها نیازی ندارند. چون به ایشان گفته ام که همواره سوره وقعه را قرائت نمایند که هیچ گاه نیازمند نخواهند شد. 6


2)ایجاد برکت


پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اگر سوره واقعه را بنویسند و در خانه بگذارند موجب افزایش خیر و برکت می شود و هر کس به قرائت آن مداومت ورزد، فقر از او برطرف می شود و در آن افزایش حفظ و توفیقات و وسعت در مال وجود دارد. 7


3) محبوبیت


 امام صادق علیه السلام فرموده است: هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را قرائت کند، خداوند او را دوست دارد و او را محبوب همه مردم می گرداند و هرگز در دنیا ناراحتی، فقر و تنگدستی و آفتی از آفات دنیا به او نخواهد رسیدو از همراهان و رفیقان امیرالمؤمنین علیه السلام خواهد بود.و این سوره ویژه امیرالمومنین علی علیه السلام است و هیچ کس در آن شرکت ندارد. 8


4)آسانی مرگ و بخشش اموات


از امام صادق علیه السلام نقل شده است: سوره واقعه دارای منافع و بهره های زیادی است که قابل شمارش نیست. از جمله فواید این سوره آن است که اگر برای مرده ای خوانده شود، خداوند او را می امرزد و اگر برای کسی که در حال احتضار و مرگ است بخواند، مرگ و خروج روحش به اذن خدا آسان می شود. 9


5)آسانی زایمان


به همراه داشتن نوشته سوره واقعه موجب آسانی زایمان می شود. 10


ختومات مجرب


1)جهت برآورده شدن حاجات شرعی و ادای دین


40 شب، هر شب یک بار سوره «واقعه، مزمل، لیل، انشراح» را بخواند و بعد از تلاوت این سوره ها دعای زیر را بخواند. که بسیار مجرب است:


«یا رازق السائلین، یا راحم المساکین، یا ولی المؤمنین، یا غیاث المستغیثین، یا ارحم الراحمین، صل علی محمد و آل محمد واکفنی حلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک و بفضلک عمّن سواک، یا اله العالمین و صلی الله محمد و آله اجمعین»11


2)جهت زیاد شدن رزق و روزی و وسعت معیشت


از شب شنبه شروع کند و هر شب 3 بار بخواند و استثنائاً در شب جمعه 8 بار بخواند و این عمل را 5 هفته اجرا کند و قبل از تلاوت هر بار این سوره این دعا را بخواند:


«اللهم ارزقنا رزقاً حلالاً طیّباً من غیرک استجب دعوتنا من غیر رد و اعوذ من الفضیحتین الفقر و الدّین و ادفع عنّی هذین بحق الامامین الحسن و الحسین علیهما السلام برحمتک یا ارحم الراحمین» 12


پی نوشت ها :


(1) مجمع البیان، ج9، ص355


(2)الأمالی شیخ صدوق، ص304


(3) ثواب الاعمال، ص117


(4)همان


(5)کنزالعمال، ج1، ص264


(6)مجمع البیان، ج9، ص355


 (7) تفسیرالبرهان، ج5، ص249


(8)ثواب الاعمال، ص117


(9)تفسیرالبرهان، ج5، ص250


(10)المصباح کفعمی، ص458


(11)درمان با قرآن، ص111


 (12)همان


[ شنبه 26/9/90 ] [ 12:28 عصر ] [ حسین ظفری نژاد ]
درباره وبلاگ

حسین ظفری نژاد[98]
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
موضوعات وب
امکانات وب
بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 34
کل بازدیدها: 20868